متن نوحه خدایا گرچه من غرقاب دردم

متن مرتبط با «مرغ سحر» در سایت متن نوحه خدایا گرچه من غرقاب دردم نوشته شده است

مرغ

  • نیلوبلاگ

    مرغ آهنگ جدایی ساز کرد ناگهان از سفره ام پرواز کرد از فراقش قلب بشقابم شکست قاشق و چنگال من در غم نشست مرغکم رفتی تو از پیشم چرا کردی از پیش خودت کیشم چرا من به تو خیلی ارادت داشتم حشر و نشری با کبابت داشتم خاطراتت مانده در کنج اجاق سوخت قلب دیگ تفلون از فراق ران و بال و سینه ات یادش بخیر قلب چون آیینه ات یادش بخیر با سس قرمز چه زیبا می شدی خوب و دلچسب و دلارا می شدی ای فدای ژامبون رنگین تو سوپ های داغ و آن ته چین تو ناز کم کن پیش ماها هم بیا لطف کن ،یک شام، اینجا هم بیا دستمان از گوشت دور است ای نگار پس تو دیگر اشکمان را در نیار زندگی بی تو جهنم می شود سکته ،اسبابش فراهم می شود ای فدای قُد قُدایت باز گرد این دل و جانم فدایت باز گرد بی تو باور کن که مردن بهتر است از ...

    ادامه مطلب
  • این شب امتحان من چرا سحر نمی شود

  • نیلوبلاگ

    این شب امتحان من چرا سحر نمیشود ؟ بی همگان بسر شود ، بی تو بسر نمیشود این شب امتحان من چرا سحر نمیشود ؟ مولوی او که سر زده ، دوش به خوابم آمده گفت که با یکی دو شب ، درس به سر نمیشود خر به افراط زدم ، گیج شدم قاط زدم قلدر الوات زدم ، باز سحر نمیشود استرس است و امتحان ، پیر شده ست این جوان دوره آخر الزمان ، درس ثمر نمیشود مثل زمان مدرسه ، وضعیت افتضاح و سه به زور جبر و هندسه ، گاو بشر نمیشود مهلت ترمیم گذشت ، کشتی ما به گل نشست خواستمش حذف کنم ، وای دگر نمیشود هر چه بگی برای او ، خشم و غصب سزای او چونکه به محضر پدر ، عذر پسر نمیشود رفته ز بنده آبرو ، لیک ندانم از چه رو این شب امتحان من ،دست بسر نمیشود توپ شدم شوت شدم ، شاعر مشروط شدم خنده کنی یا نکنی ، باز سحر نمیشود ...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    مرغ سحر | مرغ آمین | مرغ عشق | این شب امتحان من چرا سحر نمیشود | شعر طنز این شب امتحان من چرا سحر نمیشود |