
ای نوبهار عاشقان داری خبر از یار ما ای از تو آبستن چمن و ای از تو خندان باغها ای بادهای خوش نفس عشاق را فریادرس ای پاکتر از جان و جا آخر کجا بودی کجا ای فتنه روم و حبش حیران شدم کاین بوی خوش پیراهن یوسف بود یا خود روان مصطفی ای جویبار راستی از جوی یار ماستی بر سینهها سیناستی بر جانهایی جان فزا ای قیل و ای قال تو خوش و ای جمله اشکال تو خوش ماه تو خوش سال تو خوش ای سال و مه چاکر تو را ...
ادامه مطلب
به ماه خدانزدیک میشویم.وقت بخشیدن وصاف کردن دلهاست.پس اگر نگاهی صدایی زبانی ازما بردلتان تَرَکی انداخته,به بزرگی میزبان این ماه ماراببخشید.شایدفرصتی برای جبران نباشد حــــلال کـــنید... ...
ادامه مطلب
رودکی سمرقندی آمد بهار خرم با رنگ و بوی طیب با صد هزار زینت و آرایش عجیب شاید که مرد پیر بدین گه جوان شود گیتی بدیل یافت شباب از پی مشیب چرخ بزرگوار یکی لشگری بکرد لشگرش ابر تیره و باد صبا نقیب نقاط برق روشن و تندرش طبل زن دیدم هزار خیل و ندیدم چنین مهیب آن ابر بین که گرید چون مرد سوگوار و آن رعد...
ادامه مطلب
بهار آمد ، بهار من نیامد گل آمد گُلعذار من نیامد برآوردند سر از شاخ ، گل u200fها گلی بر شاخسار من نیامد چراغ لاله روشن شد به صحرا چراغ شام تار من نیامد جهان در انتظار آمد به پایان به پایان انتظار من نیامد " مشفق کاشانی "...
ادامه مطلب
نفس باد صبا آفت جان خواهد شد عید می آید و اجناس گران خواهد شد قیمت میوه و شیرینی و آجیل و لباس باز سرویس گر فک و دهان خواهد شد همسرم چند ورق لیست به من خواهد داد و سرا پای وجودم نگران خواهد شد می زنم ساز مخالف دو سه روزی اما عاقبت هرچه که او گفت همان خواهد شد می رسد مرحله ی سخت و نفس گیر خرید نوبت گند ترین کار جهان خواهد شد کل عیدی و حقوقم به شبی خواهد رفت بر سر جیب بغل ،فاتحه خوان باید شد یک الف آدم و یک عائله آنهم پر خرج وقت فرسودن اعصاب و روان خواهد شد پول را با علف خرس یکی می دانند فکر کردید که منطق سرشان خواهد شد هانیه نعره بر آرد که ندارم مانتو کامران از پی او تیز دوان خواهد شد که پدر کفش و کت و پیرهنی می خواهم بعد از او نسترنم مرثیه خوان خواهد شد سام هم لنگه ی جورا...
ادامه مطلب
با دلخوری به " خدا" گفتم درب آرزوهایم راقفل ڪردی ڪلید را هم پیش خودت نگه داشتی لبخندی زدو جواب داد همه عشقم این است ڪه به هوای این ڪلید هم شده گاهی به من سرمی زنی ....
ادامه مطلب