
دنیا را برای خودت بنویس! نه به خطی که قشنگ باشد، به خط خودت بنویس چون دنیا برای توست; نه تو برای دنیا...
ادامه مطلب
گشته اسباب غرور و دلخوشی یک زن لاغر سیاه و کشمشی با قدی چون نردبانی بر چنار کی توانم راه رفتن در کنار دستها چون بیل و ناخن دسته بیل در تنم خنجر کند چون سیخ و میل موی سر کم پشت و صورت پر ز مو ماه پر لک گشته این سیمینه رو چون ببینی خنده هایش پر کشی یک به یک دندان زرد و سیم کشی با دماغی تیز و باریک و بلند چهره اش کرده فریبا و لوند چشم و ابرو در هم و مخموره حال ریز چون بادام خشک و زرد کال کی زبان آید به کامش در سکوت میزند مغزم دگر زنگی و سوت مادری دارد چو رستم پهلوان نعره اش لرزد تن شیر ژیان هفته ای ده شب بیاید خواهرش پر کند از مرغ و ماهی هیکلش گشته ام پیر و زمین گیر و علیل هست تیره روزگار زن زلیل ...
ادامه مطلب